گويا تنها يك رنگ است كه در جنگ است
گويا تنها يك خط است كه در دَوَران است
گويا تنها يك نقطه است
كه هيچ جاي نيست!
شعر از: مهدی انوشیروانی
ترجمه به کردی
زهوي ليواليوي داره درك و سهختهگياني
و ئاسمان
كوشتارگاي هيوا و ناهوميدي
نه زهوي و
نه ئاسمان
ادامه مطلب
ترجمه فارسی داستان
داستان از: نسرین شاکلی
مامان به داخل آشپزخانه مي رود و نهار ناهار جگرگوشههايش را مي آورد، آنها گرسنه خوردنند و بی مهابا خوردن را آغاز مي كنند، مامان همیشه از غذا خوردن بچههايش لذت می برد و هر روز افتاده به يك طرف، کنار بخاری دراز می کشد و غذا خوردن بچههايش را مي نگرد...
ادامه مطلب
من ناوم خهونه
خهلكي ولاتي ئهفسوونم
باوكم شاخه و
دايكم تهمه
قطعاتی انتخابی از رمان-شعر "صلیب و مار و روزشمار شاعری"
از شیرکو بی کس
ترجمه شعر به فارسی:
.
.
در يادداشتهاي خويش
قلاب قلعهاي مي نويسد:
كس را نديدم... تنها مادر بر درگاهم ایستاده بود
تا گلويش را به چنگم بسپارد و
زندگي را به مرگ
تنها بدين شرط
پاره تنش را امان دهم!
.
.
ادامه مطلب
تکیه ام بر درختی است
درختی کهنسال
درختی پر از میوۀ کال
درختی که گسترده شاخ و بر وبال
مرا چتر امنی است
ترجمه به کردی
داريك كه دهرويشه مهولا
تيدا ژيا بوو
داريك پاله پشتم و پهنامه
داريك وهك بنه ئاگريكي به تين
پر به باوش له تيشكي گوناح
ادامه مطلب
تاریکی ژوورهکهم
رهنگی ئاسمانی بیر بردوومهتهوه
بۆنی دهریا،
رهنگی چیاکانی ئێره
شعر از: صلاح الدین بایزیدی
غریبی:
مزه محبت
ترس:
طعم تلخ قهوه
ادامه مطلب
چهرخي چهپي گهردوون
بيستم له ههموو لايه مهيلي شهر و دهعوايه
سهودا له سهرمدايه، باكم چ له غهوغايه
فهرموي به مژهي مهستي، ئازانهو و تهردهستي
سادهي له دلي سستي، تيري، به تهمهننايه
شعر: نالی(۱۸۰۰-۱۸۵۶)
ترجمه به فارسی
چرخ کژ گردون
هم راست و هم چپش دون
در مرگ و نيستي بي رقیب
دروغی بر اين شورهزار جنون
و دریغا نیکی را مجالی هرگز ...
ادامه مطلب
هر روز که از خواب بيدار مي شوم پرده را به نرمي به کنار مي کشم و به باغچه خانه نگاهي مي کنم و به آسمان نيم نگاه که شايد باراني در حال باريدن باشد.
داستاني از: هادي خوجينيان(انگلیس)
له ژوورهكهم روانينيكيتر دهكهم و لوبتابهكهم روشن دهكهم و دهروه بالاخانه و حهمايكي بو دهگرم تا خهو له چاوانم دهرباز بيت. ئاگري ژير كتري و سهماور ههل دهكهم و قاوهي بهربهيانم دهخوم...
ادامه مطلب
در جادهها به عقب نگاه ميکنم
صورتهاي آلوده
و انسانهاي خشمابرو
شعر از: نسیم فکرت(کابل)
گردهلولي تيناوي گهمهي دهويت
ئيواره روژيكي غهمين
و جادهيهكي سهر چهماو
ادامه مطلب
خط شكسته لنگ لنگان رسيد به چندتا خط خميده كه آرام و خرامان راه مي رفتند، گهگاه هم قري به كمر مي زدند و خندهاي از بالا. خطهاي خميده با ديدن خط شكسته شروع كردند به عيب و ايراد گرفتن.
داستانی دو زبانه
هيلي شكاو گيره گير و شهله شهل گهيشت به چهند هيلي چهماو و لهخوباي كه هيواش و لهسهر خو ههنگاويان لهعهرز دهخشان و كمري شلايان بهم لاو لادا با دهدا. هيله چهماوهكان ههركه هيلي شكاو و رهنجهرويان دي، دهستيان كرد به عهيب و ئيراو گرتن و تهشهر ليدان.
ادامه مطلب
تهنها شهوێک
مێوانی شهوه رازهکانی منی...
مێوانی خهیاله هه تیوهکانم
میوانی...
باوهش.
ادامه مطلب
شانزدهم ماه بود
آخ شانزدهم ماه
آن گاه "شاره زور" قلمم را طلبید
پسم داد تا بنگارم:
پنجه هایم خشک شده ای همچون حلبچه بود.
ادامه مطلب
در برزخ/ به بيراهه نخواهم رفت
آن جا كه ديگر، روح ها درآمده اند از كفن
...
غني ام از شب
مي روم از ميان مرگ
و مي گذرم
از لابه لاي پيچ هاي بيابان _ تب آلوده،
با گام های تردم
و نور گذر مي كند/ از چشمانم
تجزيه مي شوم/ مثل روز
مي گريم به حال خودم/ به بالهايي كه ندارم
به تاراج وجودم
كه مي دويدند در تو
شعر از: خاطره صالحی