جمعه شانزدهم شهریور 1386
دخترک کابلي
گيسوانت را به باد مسپار
درياي آمو متلاطم است
.
در جادهها به عقب نگاه ميکنم
صورتهاي آلوده
و انسانهاي خشمابرو
گردباد سوزنک بازي دارد
غروب دلگير
و جاده رو به انحنا
شکار لبهايش
فتح دو تپه
و مضراب قلب
کشاله رانهايش
هيجان زنگ تفريح
اضطراب در دستان من
شعر از: نسیم فکرت(کابل)
تر جمه به زبان کردی
شوخی كابولي
قژهكانت به با مهسپيره
زرياي
"ئامو" هراسانه
له ريگاكاندا له پشتموه دهروانم
شيوازي پيس
و مروفاني ناوچاوتال
گردهلولي تيناوي گهمهي دهويت
ئيواره روژيكي غهمين
و جادهيهكي سهر چهماو
راوي ليوهكاني
گرتني دو قهلا
و مزابي دل
شلكهي رانهكاني
ههولي زهنگي حهسانهوه
دلهراوكي له دهتاني مندا
شیعر: نهسیم فکرهت
ترجمه: قهيران
منبع: یادداشت های از کابل
نوشته شده توسط نشریه در ساعت 3:28 | لینک
|
