جمعه شانزدهم شهریور 1386
هر روز که از خواب بيدار مي شوم پرده را به نرمي به کنار مي کشم و به باغچه خانه نگاهي مي کنم و به آسمان نيم نگاه که شايد باراني در حال باريدن باشد.
به اتاقم نظري مي اندازم و لپ تابم را روشن مي کنم و به طبقه بالا مي روم و دوش مي گيرم تا خواب از چشمانم برود
.کتري را روشن مي کنم و قهوه صبح را مي خورم ...به سراغ نامه ها مي روم و هر روز حداقل دو نامه دارم
.اي ميل هايم را چک مي کنم و آن لاين مي شوم .اخبار روز را مي خوانم و احساس مي کنم که تنها نيستم.Saturday, 10 March 2007
داستاني از: هادي خوجينيان(انگلیس)
به زبان كردي
گهر روژيك خهو نهم بات
ههموو روژ له خهو هيز دهگرم و پهردهي ژوورهكهم نهم و نيان و لهسهر خو لا دهدهم و دهروانمه باغچه مالهكهم
. له ئاسمانيش چاويك دهخشينم رهنگه روژ، روژه باران بيت.له ژوورهكهم روانينيكيتر دهكهم و لوبتابهكهم روشن دهكهم و دهروه بالاخانه و حهمايكي بو دهگرم تا خهو له چاوانم دهرباز بيت
. ئاگري ژير كتري و سهماور ههل دهكهم و قاوهي بهربهيانم دهخوم...دهچمه دواي نامهكانم، روژانه لاني كهم دوو نامهم ههيه
. ئيمايلهكانم باز دهكهم و ئونلاين دهبهم. ههوالهكاني روژ دهخوينمهوه و ههست دهكهم تهنيا و بيكهس نيم.چیروک: هادی خووجینیان
ترجمه
: قهيرانمنبع
: سرزمین نو
نوشته شده توسط نشریه در ساعت 3:44 | لینک
|
