دکتر علیرضا زرین عزیز، دیر زمانی است که حضرت نالی، آشنای اوست. ایشان از پروژه ترجمه دیوان نالی به زبان فارسی به گرمی استقبال کردند و این شعر با کمک، نظارت و استادی ایشان ترجمه و بازآفرینی شد و از این پس نیز چون شاگردی در محضر دکتر زرین عزیز هم بسیار خواهم آموخت و هم به امید یزدان پاک دیوان نالی را به مرور و با قدرت و فصاحت هرچه بیشتر به فارسی ترجمه خواهیم کرد.
از همین جا از لطف بی دریغ دکتر زرین عزیز به خود و ادبیات کردی سپاسگزاری می کنم و امید که این همکاری هدیه گران بهای برای ادبیات فارسی و کردی به ارمغان داشته باشد.
حهزرهتي نالي:
بيستم له ههموو لايه مهيلي شهر و دهعوايه
سهودا له سهرمدايه، باكم چ له غهوغايه
فهرموي به مژهي مهستي، ئازانهو و تهردهستي
سادهي له دلي سستي، تيري، به تهمهننايه
چهرخي چهپي گهردوونه، راست و چهپي چهند دوونه
بي چاكه چ بيچونه، راستي له چهپي نايه
پيم گوت: مهكه چاك چاكم، پيش خزمهتي زور چاكم...
فهرموي: به سهري كاكم، داغت له دلمدايه!...
زاهيد! مهكه مهنعي دل، بو تو نييه سودي گول
خاكت بهسهر ئهي غافل! كهوتوويه چ سهودايه؟!
"نالي" مهكه وهصفي تو -باريكه نمامي تو-
مهعلوومه كه سهروي تو بي ميثله له دونيايه
شعر: نالی(۱۸۰۰-۱۸۵۶)
ترجمه به فارسی
می پیچد در گوش
بر سر هر كوي و برزنينفير جنگ و ويراني
سودا بسر را
چه باک اما از این غوغا و تشویش
فرمانی به مژهي مستش
چست و چابک
تيري خدنگ و تیز در ترکشش
تيري فرو رفته بر دل شوریده ام
چرخ کژ گردون
هم راست و هم چپش دون
در مرگ و نيستي بي رقیب
دروغی بر اين شورهزار جنون
و دریغا نیکی را مجالی هرگز
گفتم: مکن شرحه شرحه ام، مرهم دردهای ناعلاجم
گفت: سوگند به آنکه ابرمند هستی است، دلم شعله ور از داغ تست
زاهد! مكن منع دل، گل چه سود تو!
تفو بر تو ای غافل پشیز پرست
نالی، لاف از نهال باریک اندام خود مزن
هرچند سرو سهی ی بی همتاست
ترجمه: دکتر علیرضا زرین - احمد امانی